اصطلاحات رایج زبان انگلیسی

 1) Knock on wood , v

 معنی ) بزنم به تخته که کسی چشم و نظر نکنه

توضیح : در نقش فعل در جمله به کار میرود.

مثال ) Charles said , " I have not been sick all winter."  Grandfather said , " You'd better knock on wood 

 " . when you say that

 

Once in a blue moon , adv (2

معنی ) به ندرت (very rarely )

توضیح ) به صورت قید در جمله به کار میرود.

مثال ) . Once in a blue moon someone grows a very pale marigold , but no truly white marigolds have been raised

ماریگلد یک نوع گل کمیاب است .

 

3) burn the candle at both ends , v

معنی ) زیاد از حد کار کردن و به خود فشار آوردن

 توضیح ) به صورت فعل در جمله به کار می رود .

مثال )

Back in the twenties, the Millay sisters were known in New York society for burning the candle at both ends.

 

 

 دوستان عزیز در صورت ممکن سوال خود را در بخش نظرات عنوان کنید . ( شامل ترجمه مثالها و یا خواسته های دیگر )